تبلیغات
شهید مطهری - سخنی از شهید مطهری درباره نهج البلاغه
استاد شهید مرتضی مطهری استاد شهید مرتضی مطهری استاذ شهید مرتضی مطهری استاد مطهری استاد شهید مرتضی مطهری
  • مقالات
  • زندگینامه
  • سیری در نهج البلاغه
  • جاذبه و داقعه علی
  • اشعار
  • آثار استاد
  • صوت
  • تصویر
لوگوی پایگاه گوهر مطهر
گوهر مطهر
سایت های ارزشی
http://rasekhoon.net/ http://www.imam-khomeini.ir/ http://khamenei.ir/ http://motahari.ir/ http://dl.tobayen.ir/uploads/img/logo05.jpg http://tobayen.ir/
شما هم جزء حامیان باشید...
 

او با نهج البلاغه می زیست، با نهج البلاغه تنفس می کرد. حمله های این کتاب ورد زبانش بود. غالبا جریان نهج البلاغه بر زبانش، با جریان سرشک از چشمانش بر محاسن سپیدش، همراه بود.

با همه اینها من ادعا نمی کنم که او همه سرزمین های نهج البلاغه را فتح کرده بود. نهج البلاغه چندین دنیا دارد: دنیای زهد و تقوا، دنیای عبادت و عرفان، دنیای حکمت و فلسفه، دنیای پند و موعظه، دنیای سیاست و مسئولیت های اجتماعی، دنیای حماسه و شجاعت و مانند آنها. او توانسته بود بخشی از این اقیانوس عظیم را بپیماید. یادم هست که در برخورد با او، همواره این بیت سعدی در ذهنم جان می گرفت:

عابد و زاهد و صوفی همه طفلان رهند مرد اگر هست، به جز «عالم ربانی» نیست

یکی از دل باختگان و ارادت مندان مکتب علی علیه السلام و نهج البلاغه او، استاد شهید آیت اللّه مطهری است. وی در ستایش از اثر گران بهای نهج البلاغه چنین می نویسد:

شاید برای تان پیش آمده باشد و اگر هم پیش نیامده، می توانید آنچه را می خواهم بگویم در ذهن خود مجسم سازید که سال ها با فردی در یک کوی و محله زندگی می کنید، حداقل روزی یک بار او را می بینید و طبق عرف و عادت سلام و تعارفی می کنید و رد می شوید. روزها و ماه ها و سال ها به همین منوال می گذرد. تا آنکه تصادفی رخ می دهد و چند جلسه با او می نشینید و از نزدیک با افکار و اندیشه ها و گرایش ها و احساسات و عواطف او آشنا می شوید. با کمال تعجب احساس می کنید که هرگز نمی توانسته اید او را آن چنان که هست، حدس بزنید و پیش بینی کنید.

از آن به بعد، چهره او در نظر شما عوض می شود. حتی قیافه اش در چشم شما طور دیگر می نماید. عمق و معنی و احترام دیگری در قلب شما پیدا می کند. شخصیتش از پشت پرده شخصش متجلی می گردد. گویی شخص دیگری است غیر آن که سال ها او را می دیده اید. احساس می کنید دنیای جدیدی کشف کرده اید.

برخورد من با نهج البلاغه چنین برخوردی بود. بیگانه وار با آن برخورد می کردم و بیگانه وار می گذشتم تا آنکه در تابستان هزار و سیصد و بیست، برای فرار از گرمای قم به اصفهان رفتم. تصادف کوچکی مرا با فردی آشنا با نهج البلاغه، آشنا کرد. او دست مرا گرفت و اندکی وارد دنیای نهج البلاغه کرد. آن وقت بود که عمیقا احساس کردم این کتاب را نمی شناختم و بعدها مکرر آرزو کردم که ای کاش کسی پیدا شود و مرا با دنیای قرآن نیز آشنا سازد.

این مرد کسی نبود، جز ادیب و محقق، حکیم متألّه، فقیه بزرگوار، طبیب عالی قدر، عالم ربانی، مرحوم آقای حاج میرزا علی آقا شیرازی رحمه الله .

قانون بوعلی را که اکنون مدرس ندارد، او به خوبی تدریس می کرد. اما هرگز نمی شد او را در بند یک تدریس مقید ساخت. قید و بند به هر شکل با روح او ناسازگار بود. یگانه تدریسی که با علاقه می نشست، نهج البلاغه بود.

نهج البلاغه، او را روی بال و پر خود می نشاند و در عوالمی که ما نمی توانستیم درست درک کنیم، سیر می داد.

او با نهج البلاغه می زیست، با نهج البلاغه تنفس می کرد. حمله های این کتاب ورد زبانش بود. غالبا جریان نهج البلاغه بر زبانش، با جریان سرشک از چشمانش بر محاسن سپیدش، همراه بود.

با همه اینها من ادعا نمی کنم که او همه سرزمین های نهج البلاغه را فتح کرده بود. نهج البلاغه چندین دنیا دارد: دنیای زهد و تقوا، دنیای عبادت و عرفان، دنیای حکمت و فلسفه، دنیای پند و موعظه، دنیای سیاست و مسئولیت های اجتماعی، دنیای حماسه و شجاعت و مانند آنها. او توانسته بود بخشی از این اقیانوس عظیم را بپیماید. یادم هست که در برخورد با او، همواره این بیت سعدی در ذهنم جان می گرفت:

عابد و زاهد و صوفی همه طفلان رهندمرد اگر هست، به جز «عالم ربانی» نیست

پیام متن:

علاقه و اهتمام بسیار شهید مطهری به آگاهی عمیق نهج البلاغه.

بهره مندی پرهیزکاران از دنیا و آخرت

حضرت علی علیه السلام در نامه 27 نهج البلاغه می فرماید:

آگاه باشید ای بندگان خدا! پرهیزکاران، هم سود دنیای گذرا را بردند و هم سعادت آخرت آینده را دریافتند. آنان از دنیا بهره گرفتند و سپس از این جهان با زاد و توشه فراوان و تجارتی پرسود، به سوی آخرت شتافتند.

در تبیین این عبارت باید گفت اسلام، دینی است جامع و کامل که هم به دنیای پیروانش توجه کرده است و هم در مورد آخرت شان برنامه و هدف خاصی دارد و آن را از یاد نبرده است. هم از سلامت جسم شان سخن گفته و هم روح سالمی از آنان خواسته است. در حقیقت از انسان می خواهد که بین دنیا و آخرت، توازن ایجاد کند و میان خواسته های جسم و روح تعادل برقرار سازد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره چنین فرموده است:

بهترین شما کسی نیست که فقط برای دنیای خود، بدون در نظر گرفتن آخرت کار کند و نه کسی که فقط به آخرت بپردازد و دنیا را رها کند، بلکه بهترین فرد در میان شما کسی است که هم برای دنیا و هم برای آخرت کار کند.

زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب درباره متعادل بودن دین اسلام می نویسد:

بر خلاف مسیحیت که علاقه ای به تربیت غیردینی نداشت، دنیا را به کلی واگذاشت و کاملاً در آموزه های مذهبی درباره مسائل آخرت متمرکز شد و همین امرِ تربیت نیز اروپا را سرانجام، زیاده از حد غیرمسیحی کرد؛ توجه خاص اسلام به تربیت دنیوی، در قلمرو اسلام تربیت متوازنی به وجود آورد که ترکیب هم جنس و متعادلی بود از علایق دینی و دنیوی.

این نکته، تربیت اسلامی را تربیتی معتدل کرد، تربیتی که هدف آن ایجاد خلق و خویی بود که می خواست برای دنیا چنان باشد که انگار در آن جاودانه است و برای آخرت چنان که گویی در هر لحظه خواهد مرد. بدین گونه برای قومی که می خواهد یک «امت وسط» بماند، اعتدال بین جسم و جان، یک قانون اخلاقی است.

استاد شهید مرتضی مطهری رحمه الله نیز در این باره چنین می نویسد:

برخورداری از دنیا، مستلزم محرومیت از آخرت نیست. آنچه مستلزم محرومیت از آخرت است، یک سلسله گناهان زندگی برباد ده است، نه برخورداری از یک زندگی سالم مرفه و تنعم به نعمت های پاکیزه و حلال خدا. همچنان که چیزهایی که موجب محرومیت از دنیاست، تقوا و عمل صالح و ذخیره اخروی داشتن نیست، یک سلسله عوامل دیگر است. بسیاری از پیامبران، امامان، صالحان که در خوبی آنها تردیدی نیست، کمال برخورداری از نعمت های حلال دنیا را داشته اند.

حاصل سخن آنکه در اسلام، نه رهبانیتی وجود دارد که با ارضای انگیزه های جسمانی مخالف باشد و در جهت سرکوب آن عمل کند و نه نوعی اباحه مطلق. شخصیت بهنجار از نظر اسلام، شخصیتی است که جسم و روح در آن متعادل باشد و نیازهای هر کدام ارضا شود. بنابراین، از نظر اسلام، فردی که پیرو هوای نفس خویش باشد، فردی نابهنجار است و نیز کسی که خواسته های جسمانی خود را سرکوب و مقهور می کند و تنها به ارضای نیازهای معنوی می پردازد، شخصی نابهنجار است. این گونه گرایش های افراطی و تفریطی، با طبیعت و فطرت انسان مخالف و متضاد است و او را به کمال حقیقی شخصیتی نیز نمی رساند. با نگاهی به شخصیت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درمی یابیم که ایشان، هم نیروی شاداب روحی و هم طراوت فزاینده جسمانی را دارا بود، به گونه ای که آن حضرت، هم با صفا و خشوع کامل به عبادت حق می پرداخت و هم در حدود شرع، از لذت های دنیوی بهره می جست. به همین دلیل، وجود مقدس آن حضرت، نماینده انسانی کامل و شخصیتی نمونه بود که همه قوای جسمانی و روانی انسانی در او متعادل شده بود.



مربوط به موضوع : خاطرات
مربوط به موضوع : سیری در نهج البلاغه
ادامه مطلب
نویسنده : فرزاد راعی .:. تاریخ : 03:14 ب.ظ .:. نظرات()
جمعه 4 اسفند 1396 06:00 ب.ظ
hello there and thank you for your information – I have definitely picked
up something new from right here. I did however expertise a few technical issues using
this web site, since I experienced to reload the website lots
of times previous to I could get it to load correctly.

I had been wondering if your web hosting is OK?
Not that I am complaining, but slow loading instances times will often affect your
placement in google and could damage your high quality score if advertising and marketing with Adwords.
Anyway I'm adding this RSS to my e-mail and can look out for a
lot more of your respective fascinating content.
Make sure you update this again very soon.
جمعه 13 مرداد 1396 06:08 ب.ظ
Great work! This is the kind of info that are meant to be shared across
the internet. Disgrace on the seek engines for no longer
positioning this post higher! Come on over and talk over with my site .

Thanks =)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر