تبلیغات
شهید مطهری - مواعظ بی نظیر
استاد شهید مرتضی مطهری استاد شهید مرتضی مطهری استاذ شهید مرتضی مطهری استاد مطهری استاد شهید مرتضی مطهری
  • مقالات
  • زندگینامه
  • سیری در نهج البلاغه
  • جاذبه و داقعه علی
  • اشعار
  • آثار استاد
  • صوت
  • تصویر
لوگوی پایگاه گوهر مطهر
گوهر مطهر
سایت های ارزشی
http://rasekhoon.net/ http://www.imam-khomeini.ir/ http://khamenei.ir/ http://motahari.ir/ http://dl.tobayen.ir/uploads/img/logo05.jpg http://tobayen.ir/
شما هم جزء حامیان باشید...
 

بزرگترین بخش نهج البلاغه بخش مواعظ است. تقریباً نیمی از نهج البلاغه را این بخش تشکیل می‌دهد و بیشترین شهرت نهج البلاغه مدیون موعظه‌ها و پندها و اندرزها و حکمتهای عملی آن است.

بگذریم از مواعظ قرآن و یک سلسله مواعظی که از رسول اکرم  ولو مختصر  باقی مانده است و به منزله ریشه و سررشته نهج البلاغه به شمار می‌رود،

مواعظ نهج البلاغه در عربی و فارسی بی‌نظیر است.

بیش از هزار سال است که این مواعظ نقش مؤثر و خارق العاده خود را ایفا کرده و می‌کند. هنوز در این کلمات جاندار، آن نفوذ و تأثیر هست که دلها را به تپش اندازد و به احساسات رقّت بخشد و اشکها را جاری سازد و تا بویی از انسانیت باقی باشد این کلمات اثر خود را خواهد بخشید.

     


مقایسه با سایر مواعظ

ما در فارسی و عربی مواعظ زیادی داریم، مواعظی در اوج تعالی و لطافت ولی در قالب نظم و شعر.

 

سیری در نهج‌البلاغه، ص:190

در عربی قصیده معروف ابوالفتح بستی که با این بیت آغاز می‌شود:

زیادة المرء فی دنیاه نقصان‌

و ربحه غیر محض الخیر نقصان‌

و همچنین قصیده رثائیه ابوالحسن تهامی که به مناسبت مرگ فرزند جوانش سروده است و اولش این است:

حکم المنیة فی البریة جار

ما هذه الدنیا بدار قرار

و همچنین قسمتهای اول قصیده معروف «بُرده» اثر طبع بلند بوصیری مصری، آنجا که می‌گوید:

فان امارتی بالسوء ما اتّعظت‌

من جهلها بنذیر الشیب والهرم‌

تا آنجا که وارد مدح حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌شود و اصل قصیده در مدح ایشان است و باقی مقدمه است و می‌گوید:

ظلمت سنة من احیی الظلام الی‌

ان اشتکت قدماه الضر من ورم‌

هر کدام از اینها یک اثر جاویدان است و مانند ستاره در ادبیات اسلامی عربی می‌درخشد و هرگز کهنه و فرسوده نخواهد شد.

در فارسی اشعار موعظه‌ای سعدی در گلستان و بوستان و قصائد، فوق العاده جالب و مؤثر است و در نوع خود شاهکار است، مانند اشعار معروفی که در مقدمه گلستان آورده و با این بیت آغاز می‌شود:

هر دم از عمر می‌رود نفسی‌

چون نگه می‌کنم نمانده بسی‌

و یا در قصائد، آنجا که می‌گوید:

ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست‌

مرد دانا به جهان داشتن ارزانی نیست‌

یا آنجا که می‌گوید:

جهان بر آب نهاده است و زندگی بر باد

غلام همت آنم که دل بر او ننهاد

یا آنجا که می‌گوید:

بس بگردید و بگردد روزگار

دل به دنیا در نبندد هوشیار

 

سیری در نهج‌البلاغه، ص:191

بوستان سعدی پر است از موعظه‌های آبدار جاندار، و شاید باب نهم که در «توبه و راه صواب» است از همه عالیتر باشد.

همچنین است پاره‌ای از مواعظ مولوی در مثنوی و سایر شعرای فارسی زبان که فعلًا مجال ذکر نمونه از آنها نیست.

در ادبیات اسلامی (اعم از عربی یا فارسی) مواعظ و حکم بسیار عالی وجود دارد. منحصر به این دو زبان نیست؛ در زبان ترکی و اردو و بعضی زبانهای دیگر نیز

این بخش از ادبیات اسلامی جلوه خویش را نموده است و یک روح خاص بر همه آنها حکمفرماست.

اگر کسی با قرآن کریم و کلمات رسول اکرم و امیرالمؤمنین و سایر ائمه دین و اکابر اولیه مسلمین آشنا باشد می‌بیند یک روح که همان روح اسلامی است در همه مواعظ فارسی آشکار است؛ همان روح است ولی در جامه و پیکره زبان شیرین فارسی.

اگر کسی یا کسانی در دو زبان عربی و فارسی تبحر داشته باشند و با سایر زبانهایی که ادبیات اسلامی را منعکس کرده‌اند نیز آشنایی داشته باشند و شاهکارهایی که در زمینه مواعظ اسلامی به وجود آمده جمع آوری کنند، معلوم خواهد شد که فرهنگ اسلامی از این نظر فوق العاده غنی و پیشرفته است.

ولی تعجب در این است که همه نبوغ فارسی زبانان از نظر مواعظ در شعر ظهور کرده است اما در نثر هیچ اثر برجسته‌ای وجود ندارد. در نثر آنچه وجود دارد به صورت جمله‌های کوتاه و کلمات قصار است، مانند نثر گلستان که قسمتی از آنها موعظه است و در نوع خود شاهکار است و یا جمله‌هایی که از خواجه عبد اللَّه انصاری نقل شده است.

البته اطلاعات من ضعیف است ولی تا آنجا که اطلاع دارم در متون فارسی یک نثر موعظه‌ای قابل توجه که از حدود کلمات قصار تجاوز کرده باشد و به اصطلاح در حد یک مجلس ولو کوتاه بوده باشد وجود

 

 

سیری در نهج‌البلاغه، ص:192

ندارد، خصوصاً اینکه شفاهاً و از ظهرالقلب القا شده باشد و سپس جمع آوری و در متن کتب ثبت شده باشد.

مجالسی که از مولانا یا از سعدی نقل شده که در مجالس ارشاد برای پیروان خود به صورت وعظ القا می‌کرده‌اند، در دست است ولی به هیچ وجه آب و رنگ اشعار موعظه‌ای آن مردان بزرگ را ندارد تا چه رسد به اینکه با مواعظ نهج البلاغه قابل مقایسه باشد.

همچنین است متونی که به صورت رساله یا نامه نوشته شده است و اکنون در دست است، نظیر نصیحة الملوک ابو حامد محمد غزالی و تازیانه سلوک احمد غزالی که نامه‌ای است مفصل خطاب به مرید و شاگردش عین القضاة همدانی.

موعظه و حکمت‌

وعظ همچنانکه در قرآن کریم آمده است یکی از طرق سه گانه دعوت (حکمت، موعظه، مجادله به نحو احسن) است.

تفاوت موعظه و حکمت در این است که حکمت تعلیم است و موعظه تذکار، حکمت برای آگاهی است و موعظه برای بیداری، حکمت مبارزه با جهل است و موعظه مبارزه با غفلت، سرو کار حکمت با عقل و فکر است و سرو کار موعظه با دل و عاطفه، حکمت یاد می‌دهد و موعظه یادآوری می‌کند، حکمت بر موجودی ذهنی می‌افزاید و موعظه ذهن را برای بهره برداری از موجودی خود آماده می‌سازد، حکمت چراغ است و موعظه باز کردن چشم است برای دیدن، حکمت برای اندیشیدن است و موعظه برای به خودآمدن، حکمت زبان عقل است و موعظه پیام روح، از این رو شخصیت گوینده در موعظه نقش اساسی دارد، بر خلاف حکمت. در حکمت روحها بیگانه وار با هم سخن می‌گویند و در موعظه حالتی

 

 

 

سیری در نهج‌البلاغه، ص:193

شبیه جریان برق که یک طرف آن گوینده است و طرف دیگر شنونده به وجود می‌آید و از این رو در این گونه از سخن است که «اگر از جان برون آید نشیند لاجرم بر دل»، وگرنه از گوش شنونده تجاوز نمی‌کند. در باره سخنان موعظه‌ای گفته شده است: «الکلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب و اذا خرج من اللسان لم یتجاوز الاذان» سخن اگر از دل برون آید و پیام روح باشد در دل نفوذ می‌کند اما اگر پیام روح نباشد و صرفاً صنعت لفظی باشد از گوشها آنطرفتر نمی‌رود.

موعظه و خطابه‌

موعظه با خطابه نیز متفاوت است. سروکار خطابه نیز با احساسات است اما خطابه برای تهییج و بیتاب کردن احساسات است و موعظه برای رام ساختن و تحت تسلط درآوردن. خطابه آنجا به کار آید که احساساتْ خمود و راکد است و موعظه آنجا ضرورت پیدا می‌کند که شهوات و احساسات خودسرانه عمل می‌کنند.

خطابه احساسات غیرت، حمیت، حمایت، سلحشوری، عصبیت، برتری طلبی، عزت طلبی، مردانگی، شرافت، کرامت، نیکوکاری و خدمت را به جوش می‌آورد و پشت سر خود حرکت و جنبش ایجاد می‌کند اما موعظه جوششها و هیجانهای بیجا را خاموش می‌نماید. خطابه زمام کار را از دست حسابگریهای عقل خارج می‌کند وبه دست طوفان احساسات می‌سپارد اما موعظه طوفانها را فرو می‌نشاند و زمینه را برای حسابگری و دوراندیشی فراهم می‌کند. خطابه به بیرون می‌کشد و موعظه به درون می‌برد.

خطابه و موعظه هر دو ضروری و لازم است. در نهج البلاغه از هردو استفاده شده است. مسأله عمده موقع شناسی است که هر کدام در جای خود و به موقع مورد استفاده واقع شود. خطابه‌های مهیج امیرالمؤمنین در موقعی ایراد شده که احساسات باید برافروخته شود و طوفانی به وجود

 

 

سیری در نهج‌البلاغه، ص:194

 آید و بنیادی ظالمانه برکنده شود آنچنان که در صفین در آغاز برخوردِ معاویه خطابه‌ای مهیج و آتشین ایراد کرد.

معاویه و سپاهیانش پیشدستی کرده بودند و «شریعه» را گرفته بودند و کار آب را بر امیرالمؤمنین و یارانش دشوار ساخته بودند. امیرالمؤمنین کوشش داشت که حتی الامکان از برخورد نظامی پرهیز کند و می‌خواست از طریق مذاکره به حل مشکلی که معاویه برای مسلمین ایجاد کرده بود بپردازد. اما معاویه که سودایی دیگر در سرداشت، فرصت را غنیمت شمرد و تصاحب «شریعه» را موفقیتی برای خود تلقی کرد و از هرگونه مذاکره‌ای خودداری نمود. کار بر یاران علی سخت شد.

اینجا بود که می‌بایست با یک خطابه حماسی آتشین، طوفانی ایجاد کرد و با یک یورش دشمن را عقب راند. علی برای اصحاب خود چنین خطابه سرود:

قَدِ اسْتَطْعَموکمُ الْقِتالَ، فَاقِرّوا عَلی‌ مَذَلَّةٍ وَ تَأْخیرِ مَحَلَّةٍ، اوْ رَوُّوا السُّیوفَ مِنَ الدِّماءِ تَرْوَوْا مِنَ الْماءِ، فَالْمَوْتُ فی حَیاتِکمْ مَقْهورینَ وَ الْحَیاةُ فی مَوْتِکمْ قاهِرینَ. الا وَ انَّ مُعاوِیةَ قادَ لُمَةً مِنَ الْغُواةِ وَ عَمَسَ عَلَیهِمُ الْخَبَرَ حَتّی‌ جَعَلوا نُحورَهُم اغْراضَ الْمَنِیةِ «1».

همانا دشمن گرسنه جنگ است و از شما نبرد می‌طلبد. اکنون دو راه در پیش دارید: یا تن به ذلت و پستی و عقب ماندگی دادن یا تیغها را با خون سیراب کردن و سپس سیراب شدن. مرگ این است که زنده باشید اما مقهور و مغلوب، زندگی آن است که بمیرید اما غالب و پیروز. همانا معاویه گروهی ناچیز از گمراهان را به دنبال خود کشانده و حقیقت را بر آنها پنهان‌ داشته است تا آنجا که گلوی خویش را هدف تیرهای شما که مرگ را همراه دارد قرار داده‌اند.

 

(1). نهج البلاغه خطبه 51.

سیری در نهج‌البلاغه، ص:195

 



مربوط به موضوع : سیری در نهج البلاغه
ادامه مطلب
نویسنده : فرزاد راعی .:. تاریخ : 11:10 ب.ظ .:. نظرات()
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:00 ق.ظ
I really like it when individuals come together and share opinions.
Great website, stick with it!
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:21 ق.ظ
Great post.
شنبه 14 مرداد 1396 03:51 ب.ظ
I really love your blog.. Great colors & theme. Did you build this web site yourself?
Please reply back as I'm hoping to create my own personal site and would like to find out where you got
this from or what the theme is named. Thank you!
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:42 ق.ظ
Wow! This blog looks just like my old one!
It's on a entirely different topic but it has pretty much the
same layout and design. Great choice of colors!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر